کوردی
English

دانشجویان و طبقه کارگر

دانشجویان و طبقه کارگر کریس هارمن: سال گذشته رخدادی در چند کشور روی داد، چیزی که بارها جدید به نظر رسیده اما در واقع تکراری است. اعتصابات دانشجویی، تظاهرات ها و اشغال دانشگاه توسط دانشجویان ، ایتالیا، فرانسه، شیلی و یونان را فرا گرفت.

واکنش رسانه ها این ادعا بود که این اعتراضات چیزی جز کنش یک لایه¬ اجتماعی ممتاز نیست، که موقعیت برترشان به هزینه جوانان طبقه کارگر، که هرگز به دانشگاه راه نمی-یابند، به دست آمده است. از این¬ رو رسانه¬ها در فرانسه مدعی شدند که مطالبه دانشجویان برای لغو قانون " قرارداد اولین استخدام" *CPE ، باعث سلب حق اشتغال از جوانان بوده و پیدا کردن شغل برای جوانان بیکار ساکن در حومه شهرها را مشکل تر می¬کند.

چنین واکنش¬هایی به مبارزات دانشجویان چیز جدیدی نیست. اولین واکنشی که توسط برخی از رهبران سیاسی جناح چپ به فوران مبارزات دانشجویان فرانسه در اولین هفته ماه مه 1968 صورت گرفت، این بود که دانشجویان را با عنوان کوچولوهای طبقه مرفه تقبیح کنند، "fils de papa".

سال گذشته رخدادی در چند کشور روی داد، چیزی که بارها جدید به نظر رسیده اما در واقع تکراری است. اعتصابات دانشجویی، تظاهرات ها و اشغال دانشگاه توسط دانشجویان ، ایتالیا، فرانسه، شیلی و یونان را فرا گرفت.

واکنش رسانه ها این ادعا بود که این اعتراضات چیزی جز کنش یک لایه¬ اجتماعی ممتاز نیست، که موقعیت برترشان به هزینه جوانان طبقه کارگر، که هرگز به دانشگاه راه نمی-یابند، به دست آمده است. از این¬ رو رسانه¬ها در فرانسه مدعی شدند که مطالبه دانشجویان برای لغو قانون " قرارداد اولین استخدام" *CPE ، باعث سلب حق اشتغال از جوانان بوده و پیدا کردن شغل برای جوانان بیکار ساکن در حومه شهرها را مشکل تر می¬کند.

چنین واکنش¬هایی به مبارزات دانشجویان چیز جدیدی نیست. اولین واکنشی که توسط برخی از رهبران سیاسی جناح چپ به فوران مبارزات دانشجویان فرانسه در اولین هفته ماه مه 1968 صورت گرفت، این بود که دانشجویان را با عنوان کوچولوهای طبقه مرفه تقبیح کنند، "fils de papa".

این قبیل ادعاها در دهه 1960 و اوائل 1970، یک سره نادرست بود. در آن زمان قسمت اعظم توده دانشجویان از بخش¬های میانی و زیرین طبقه متوسط به دانشگاه¬ها وارد می-شدند، و بسیاری از دانشجویان دارای پیشینه¬ای کارگری نیز با آنها درآمیخته بودند.

و مهم تر این که ، تجربه به دست آمده از مبارزات، بسیاری از جوانان را به رویارویی با وجه اساسی جامعه سرمایه¬داری سوق می¬داد. در ایالات متحده، آنها در صف مقدم مبارزه بر علیه جنگ ویتنام و ستمی که بر سیاهان می¬رفت قرار داشتند. و در کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا و آرژانتین ، اعتراضات دانشجویی به مبارزات کارگری متعاقب آنها انگیزه و عزمی دوچندان بخشید.

این ادعا که دانشجویان دارای حق ویژه و ممتاز هستند، امروز حتی از گذشته نیز نادرست تر است. در چند دهه گذشته، امکان تحصیل در مقاطع بالای دانشگاهی، برای توده رو به گسترشی به وجود آمده است. در دهه 1960 تنها در حدود 8 درصد از جوانان بریتانیایی به دانشگاه راه می-یافتند. اما امروزه این رقم به مرز 40 درصد رسیده است. اکثریتی از آنها محتملا سرنوشتشان به کارگران یقه سفید و این گونه مشاغل ختم خواهد شد، هم چنان که حتی مشاغل ممتازی چون معلمی نیز "پرولتریزه" شده¬اند و مطیع و مادون نظام پرداخت دستمزدها و فرم های کنترلی مدیریتی قرار گرفته اند. و این شرایطی است که در گذشته محدود به کارگران صنعتی می¬گردید.

امروزه دانشجویان بیشتری مجبور به کار پاره وقت و انتخاب مشاغل پست در دوران تحصیل خود هستند و دانشگاه ها هرچه بیشتر به کارخانه های تولید دانش می¬مانند که کالاهای تولید شده یعنی دانشجویان را از روی تسمه نقاله عبور می¬دهد.

همه این ها به توضیح این مسئله کمک می¬کند که چگونه قیام دانشجویی امسال (سال2006) در فرانسه ، شیلی و یونان، ارتباط گیری مستقیم با کارگران و فراخواندن به اقدامی مشترک در کنار آنان را بسیار ساده تر از نسل های پیشین جنبش دانشجویی یافته¬ است.

Stathis Kouvelakis شرحی تحلیلی بر جنبش دانشجویی اخیر در فرانسه نوشته است. او این بحث را مطرح می کند که آنچه ما اکنون شاهد آنیم ، ظهور "دانشجویان توده وار" به واسطه نیرویی است که حیات و منافع آن ها را به طور روزافزونی به کارگران پیوند می زند.

تاکید اساسی او بر اهمیت جنبش دانشجویی صحیح است اما، نکته مهمی را ناگفته می¬گذارد. با وجود این که خاستگاه طبقاتی بخش بسیار بزرگی از جمعیت دانشجویان ، مشخصا طبقه کارگر و علی¬الخصوص قشر کارگران یقه سفید است، با این حال تعداد قابل ملاحظه ای از ایشان از طبقه مرفه و ممتاز جامعه به دانشگاه ها می¬آیند.

در بریتانیا 22 درصد دانشجویان از مدارس خصوصی به دانشگاه آمده اند. نزدیک به یک سوم محصلین در دانشگاه های بسیار معتبر گروه راسل* از لایه های بالایی مدیریتی و تخصصی می¬آیند ، و به همراه آن ها 12 درصد دیگر نیز خاستگاهشان در لایه میانی مدیران می¬باشد. بین یک چهارم تا یک سوم دانشجویان کنونی فرجامی در "طبقه متوسط جدید" ، و نیز انواع گوناگونی از موقعیت های مدیریتی خواهند داشت.

دانشکده ها کماکان جایی است که در آن ها، جوانان طبقات مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. به همین دلیل، نمی¬توان دانشجویان را به عنوان لایه ای خاص از طبقه کارگر تلقی نمود. هنوز هم کمتر می توان به طور عمده حول خواسته های اقتصادی محدود آنان تمرکز کرد.

حتی تجربه روزمره آن دانشجویانی که خاستگاه کارگری دارند ، آن استثماری نیست که نیروی کارآنان را در جهت تولید بیرون می¬کشد. این تجربه حاصل ازخودبیگانگی، اتمیزه شدگی بی¬معنی و چندپارگی است، هم چنان که هرکدام از دانشجویان، اندیشناک آینده خویش در پایان آزمون نهایی آن را درک می¬کنند. اما اعتراض بر علیه موضوعاتی که سایه ایدئولوژی بر سر دارد، به طور ناگهانی می¬تواند این ازخودبیگانگی را به ضد خود، یعنی شعوری اجتماعی در مبارزه برای رسیدن به جهانی بهتر، تبدیل نماید.

آموزش تحت تسلط سرمایه¬داری ، فرایندی است که هر نسل جدید را به پذیرش پیش فرض های ایدئولوژیک جامعه موجود وامی¬دارد. در این رابطه دانشگاه ها نقشی محوری ایفا می-کنند - بسیاری از محصولات آنها نه¬تنها باید این ایدئولوژی را بپذیرند بلکه باید آن را به سایر مردم نیز انتقال دهند. ولی زمانی که خود این نظرات محل منازعه است ، دانشگاه ها می¬توانند به مراکز آشوب ایدئولوژیک تبدیل شوند.

این مسئله در دهه 60 به دنبال اعتراض به جنگ ویتنام و نیز مبارزه بر علیه نژادپرستی روی داد و امروز تحت تاثیر جنگ و اشغال در خاورمیانه و مقابله با نئولیبرالیزم همچنان ادامه دارد.

جنبش دانشجویی در بریتانیا اغلب از "دانشگاه های قدیمی" شروع شده است، حتی با وجود این که دانشجویانش از شرایط بهتری برخوردارند، خاستگاه طبقاتی آن ها از لایه¬های بالایی طبقه متوسط است و محتملا شغل مناسبی پس از فارغ التحصیل شدن در اختیار خواهند داشت. این دسته از دانشجویان فشار کمتری متحمل می¬شوند و این شرایطی را به وجود می¬آورد که در وضعیت تلاطم سیاسی و منازعه ایدئولوژیک مشارکت و مبارزات آنها را آسان تر از هم قطارانشان در دانشگاه های لبریز شکل نایافته جدید می-نماید. با این حال این جنبش به سرعت می¬تواند از دانشگاه های قدیمی به دانشگاه های جدید سرایت کند.

در دهه های 60 و 70 ، گروه های کوچکی از دانشجویان سوسیالیست آموختند که چگونه ابتکار پیشتازی دسته های وسیعی از دانشجویان در راه مبارزه در دست گیرند. این چیزی است که در ایتالیا، فرانسه، شیلی و یونان رخ داده است و دلیلی ندارد در نقطه ای دیگر اتفاق نیافتد.

  • CPE مخفف first employment contract یا در زبان فرانسه contrat première embauche نام طرحی است که در سال 2006 و در دوره نخست وزیری دومینیک دو ویلپن به تصویب رسید . در این طرح کارفرما این اختیار را داشت که کارگران جوان (زیر 26 سال) را در اولین دوره استخدام خود ، در طی دو سال به راحتی و با هر بهانه ای اخراج نماید. این طرح نولیبرالی به درستی توسط دانشجویان ، دانش آموزان و جوانان فرانسوی تعرض سرمایه به نیروی کار دانسته شد و موجی از مبارزه و مقاومت در جامعه را به دنبال داشت. در نهایت این جنبش باعث فسخ این قانون گردید.

 

  • مارکسیست فرانسوی ، دارای دکتری فلسفه و همچنین علوم سیاسی ، استاد King's College لندن می¬باشد.

 

  • مجموعه ای از 20 دانشگاه بریتانیایی که روی هم حدود دو سوم بودجه پژوهشی دانشگاهی در بریتانیا را به خود جذب می¬کنند. این گروه از سال 1994 تشکیل شده و با حکومت در سطح دولت و پارلمان تعامل دارد.

 برگردان: شهرام شفق

برگرفته از نشریه سوسیالیست شماره چهارم


تعداد خوانندگان‌‌: 336 | نظر: 0 | چاپ شده‌‌: 2010-06-01 22:47

نظرات:

: نظرات
نظر خود را بنويسيد‌ :
قبل از چاپ، نظر شما بايد تائيد بشود:
 
نام :
نوشته‌ :
لطفأ، حروف و اعداد زير را وارد کنيد‌‌ :
captcha

از ميان مقالات: